<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>فلسفـه ، علمِ معرفتـ</title>
		<link>https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>هـراکلیتـوس</title>
			<link>https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/هـراکلیتـوس</link>
			<pubDate>16:05:00 +0430 جمعه، 13 مرداد 1402</pubDate>			<dc:creator>فاطمه زهرا</dc:creator>
			<category domain="main">هـراکلیتـوس</category>			<guid isPermaLink="false">1639295@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;                                   &lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/banooyetalabeh1998/quick-uploads/utrecht_moreelse_heraclite.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;220&quot; height=&quot;181&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;وی شاهزادهٔ اِفِسوس بود و می‌بایست فرمان‌روای اِفِسوس می‌شد، اما از این سِمَت به نفعِ برادرش کناره گرفت. او از همشهریانش بیزاری می‌جست، و آنان را مورد تحقیر و توهین قرار می‌داد. وی حتی هومر و فیثاغورس که پیش از خودش می‌زیستند را نیز از نقد و تحقیر مستثنی نمی‌کرد و معتقد بود هومر را بایستی از میانِ صفحاتِ کتاب بیرون کشید و تازیانه زد. هراکلیتوس به همین دلیلِ بیزاری از مردم، محل اقامتش را ترک کرد و در کوه‌ها و دشت‌ها زندگی‌اش را ادامه داد. وی در این مدت، از گیاهانِ کوهی تغذیه می‌کرد، که همین عمل، باعثِ ابتلایش به بیماری استسقا شد که از همان بیماری نیز درگذشت.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;هراکلیتوس پایداری و ثبات در عنصرهای جهان را رد می‌کرد تا آنجا که وی گفته‌است: «هیچ‌کس نمی‌تواند در یک رودخانه دوبار گام بنهد».&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;هراکلیتوس با دین‌هایِ رایج در زمان خود میانه‌ای نداشت و به آن‌ها بی‌اعتقاد بود. گویا وی دینی مخصوص به خود داشته که گونه‌ای از همه‌خدایی بوده‌است. برتراند راسل معتقد است اگر هراکلیتوس از عمومِ مردم متنفر نبود و از آنان دوری نمی‌جست، حتی می‌توانسته یک مصلح دینی باشد. از لحاظ اخلاقی نیز هراکلیتوس، اخلاقِ ریاضتکشی در مقابلِ شهوات را می‌ستود. از نظر او روحِ انسان از آتش و آب تشکیل شده، و روح با رفتنِ به دنبالِ شهوات، مرطوب شده، و از عنصرِ آتش‌اش کاسته می‌شود. به عبارتی وی معتقد بود رفتن به دنبالِ شهوات، مساوی با مرگِ نفس است.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/هـراکلیتـوس&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">                                   <img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/banooyetalabeh1998/quick-uploads/utrecht_moreelse_heraclite.jpg" alt="" width="220" height="181" /></p>
<p><span style="color: #000000;"><strong>وی شاهزادهٔ اِفِسوس بود و می‌بایست فرمان‌روای اِفِسوس می‌شد، اما از این سِمَت به نفعِ برادرش کناره گرفت. او از همشهریانش بیزاری می‌جست، و آنان را مورد تحقیر و توهین قرار می‌داد. وی حتی هومر و فیثاغورس که پیش از خودش می‌زیستند را نیز از نقد و تحقیر مستثنی نمی‌کرد و معتقد بود هومر را بایستی از میانِ صفحاتِ کتاب بیرون کشید و تازیانه زد. هراکلیتوس به همین دلیلِ بیزاری از مردم، محل اقامتش را ترک کرد و در کوه‌ها و دشت‌ها زندگی‌اش را ادامه داد. وی در این مدت، از گیاهانِ کوهی تغذیه می‌کرد، که همین عمل، باعثِ ابتلایش به بیماری استسقا شد که از همان بیماری نیز درگذشت.</strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;"><strong>هراکلیتوس پایداری و ثبات در عنصرهای جهان را رد می‌کرد تا آنجا که وی گفته‌است: «هیچ‌کس نمی‌تواند در یک رودخانه دوبار گام بنهد».</strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;"> </span></p>
<p><span style="color: #000000;"><strong>هراکلیتوس با دین‌هایِ رایج در زمان خود میانه‌ای نداشت و به آن‌ها بی‌اعتقاد بود. گویا وی دینی مخصوص به خود داشته که گونه‌ای از همه‌خدایی بوده‌است. برتراند راسل معتقد است اگر هراکلیتوس از عمومِ مردم متنفر نبود و از آنان دوری نمی‌جست، حتی می‌توانسته یک مصلح دینی باشد. از لحاظ اخلاقی نیز هراکلیتوس، اخلاقِ ریاضتکشی در مقابلِ شهوات را می‌ستود. از نظر او روحِ انسان از آتش و آب تشکیل شده، و روح با رفتنِ به دنبالِ شهوات، مرطوب شده، و از عنصرِ آتش‌اش کاسته می‌شود. به عبارتی وی معتقد بود رفتن به دنبالِ شهوات، مساوی با مرگِ نفس است.</strong></span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/هـراکلیتـوس">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/هـراکلیتـوس#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1639295</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>تـالِــس</title>
			<link>https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/تـالِــس</link>
			<pubDate>21:29:00 +0430 جمعه، 30 تیر 1402</pubDate>			<dc:creator>فاطمه زهرا</dc:creator>
			<category domain="main">تصویـر اساطیـری دنیــا</category>
<category domain="alt">تـالِــس</category>			<guid isPermaLink="false">1637979@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/banooyetalabeh1998/quick-uploads/p1637979/tales-de-mileto-min.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;900&quot; height=&quot;906&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;هنر تالس این بود که کلمهٔ «چه؟» را به جای کلمهٔ «که؟» گذاشت. تالس همچون متفکران پیشین یا دقیق‌تر بگوییم همچون متدینان گذشته نپرسید که: جهان از «که» یا بوسیلهٔ چه کسی ساخته شده‌است، بلکه سؤال را به‌شکل کاملاً تازه‌ای مطرح کرد. پرسید: جهان از «چه» ساخته شده‌است؟ یعنی تالس تفسیر اسطوره شناختی کهن را در باب پیدایی جهان، رها کرد و کوشید تا با تفکر عقلی به توصیف طبیعت بپردازد و پیدایی جهان را تبیین کند. اگر سؤال را به شکل اول مطرح کنیم، سرانجام در پاسخ خود، خدایانی را می‌یابیم که جهان را آفریده‌اند و این جوابی است دینی بر بنیاد افسانه‌های آفرینش و نه فلسفی. اما جواب این پرسش که جهان از چه ساخته شده‌است؟ جوابی علمی و فلسفی است و اولین کسی که سؤال را بدین شکل مطرح کرد تالس متفکر قرن ششم قبل از میلاد بود. از مشخصات افکار او این است که بدنبال یک اصل نخستین به نام آرخه (یا عنصر اولیه پیدایش جهان) است که آغاز پدیده‌های این جهانی است. تالس آب را ماده اولیه همه چیز می‌دانست. ما دقیقاً نمی‌دانیم که منظور وی چه بوده‌است. شاید او بر این اعتقاد بوده باشد که همه چیز از آب پدید آمده‌است و دوباره به آب مبدل می‌شود. چون وی در شهر «ملیطه» زندگی می‌کرده که شهری جزیره شکل بوده و آب برای اهل آن اهمیت زیادی داشته‌است وهم زمانی که تالس در مصر به سر می‌برد، یقیناً به حاصلخیزی مزارع بعد از طغیان و فرونشستن آب رودخانهٔ نیل توجه داشته و دیده‌است که چگونه پس از هر بارندگی بقه‌ها و کرم‌ها پیدا می‌شده‌اند. علاوه بر این شاید تالس دربارهٔ تبدیل آب به یخ و بخار و تبدیل دوبارهٔ آن‌ها به آب نیز فکر کرده باشد. گروهی این تفکر وی را متأثر از تفکر بابلیان می‌دانند زیرا آن‌ها معتقد بودند که «آبسو» نمایندهٔ آب‌های شیرین و «تی‌امت» نمایندهٔ آب‌های شور است. وی تحت تأثیر این اندیشه منشأ پیدایش پدیده‌های جهانی را آب می‌داند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #800000;&quot;&gt;هنری که تالس انجام داده یکی یافتن وحدت در میان کثرت، و دیگری روی آوردن به واقع گرایی و برانداختن افسانه‌ها و اسطوره‌های دینی است که شاعران برای مردم در تحلیل جهان ترسیم می‌نمودند و مردم نیز به آن‌ها معتقد بودند. تالس به روح معتقد است اما نه به عنوان امری مجرد، بلکه به عنوان نیروی حرکت دهنده و جنبانندهٔ اشیا. وی روح را نیز خدا می‌داند سر انجام تالس به این نتیجه رسید که «همه چیز پر از خدایان است». تالس تصور می‌کرد که جهان مملو از نیروهای محرک نامرئی است. مسلماً منظور او از خدایان نیز همین نیروهای محرک بوده‌است و به خدایان سروده‌های هومر، ارتباطی ندارد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/تـالِــس&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/banooyetalabeh1998/quick-uploads/p1637979/tales-de-mileto-min.jpg" alt="" width="900" height="906" /></p>
<p> </p>
<p><strong><span style="color: #000000;">هنر تالس این بود که کلمهٔ «چه؟» را به جای کلمهٔ «که؟» گذاشت. تالس همچون متفکران پیشین یا دقیق‌تر بگوییم همچون متدینان گذشته نپرسید که: جهان از «که» یا بوسیلهٔ چه کسی ساخته شده‌است، بلکه سؤال را به‌شکل کاملاً تازه‌ای مطرح کرد. پرسید: جهان از «چه» ساخته شده‌است؟ یعنی تالس تفسیر اسطوره شناختی کهن را در باب پیدایی جهان، رها کرد و کوشید تا با تفکر عقلی به توصیف طبیعت بپردازد و پیدایی جهان را تبیین کند. اگر سؤال را به شکل اول مطرح کنیم، سرانجام در پاسخ خود، خدایانی را می‌یابیم که جهان را آفریده‌اند و این جوابی است دینی بر بنیاد افسانه‌های آفرینش و نه فلسفی. اما جواب این پرسش که جهان از چه ساخته شده‌است؟ جوابی علمی و فلسفی است و اولین کسی که سؤال را بدین شکل مطرح کرد تالس متفکر قرن ششم قبل از میلاد بود. از مشخصات افکار او این است که بدنبال یک اصل نخستین به نام آرخه (یا عنصر اولیه پیدایش جهان) است که آغاز پدیده‌های این جهانی است. تالس آب را ماده اولیه همه چیز می‌دانست. ما دقیقاً نمی‌دانیم که منظور وی چه بوده‌است. شاید او بر این اعتقاد بوده باشد که همه چیز از آب پدید آمده‌است و دوباره به آب مبدل می‌شود. چون وی در شهر «ملیطه» زندگی می‌کرده که شهری جزیره شکل بوده و آب برای اهل آن اهمیت زیادی داشته‌است وهم زمانی که تالس در مصر به سر می‌برد، یقیناً به حاصلخیزی مزارع بعد از طغیان و فرونشستن آب رودخانهٔ نیل توجه داشته و دیده‌است که چگونه پس از هر بارندگی بقه‌ها و کرم‌ها پیدا می‌شده‌اند. علاوه بر این شاید تالس دربارهٔ تبدیل آب به یخ و بخار و تبدیل دوبارهٔ آن‌ها به آب نیز فکر کرده باشد. گروهی این تفکر وی را متأثر از تفکر بابلیان می‌دانند زیرا آن‌ها معتقد بودند که «آبسو» نمایندهٔ آب‌های شیرین و «تی‌امت» نمایندهٔ آب‌های شور است. وی تحت تأثیر این اندیشه منشأ پیدایش پدیده‌های جهانی را آب می‌داند.</span></strong></p>
<p> </p>
<p><strong><span style="color: #800000;">هنری که تالس انجام داده یکی یافتن وحدت در میان کثرت، و دیگری روی آوردن به واقع گرایی و برانداختن افسانه‌ها و اسطوره‌های دینی است که شاعران برای مردم در تحلیل جهان ترسیم می‌نمودند و مردم نیز به آن‌ها معتقد بودند. تالس به روح معتقد است اما نه به عنوان امری مجرد، بلکه به عنوان نیروی حرکت دهنده و جنبانندهٔ اشیا. وی روح را نیز خدا می‌داند سر انجام تالس به این نتیجه رسید که «همه چیز پر از خدایان است». تالس تصور می‌کرد که جهان مملو از نیروهای محرک نامرئی است. مسلماً منظور او از خدایان نیز همین نیروهای محرک بوده‌است و به خدایان سروده‌های هومر، ارتباطی ندارد.</span></strong></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/تـالِــس">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/تـالِــس#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1637979</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>فلسفه طبیعت‌گرا   &#34;naturalisme&#34;</title>
			<link>https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/فلاسفه-طبیعت-گرا</link>
			<pubDate>21:27:00 +0430 چهارشنبه، 28 تیر 1402</pubDate>			<dc:creator>فاطمه زهرا</dc:creator>
			<category domain="main">فلسفه طبیعت‌گرا   "naturalisme"</category>			<guid isPermaLink="false">1637787@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;         &lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/banooyetalabeh1998/quick-uploads/p1637787/_-_-e1635925375660.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;450&quot; height=&quot;288&quot; /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;معمولاً نخستین فلاسفه یونان را &amp;#8221; طبیعت گرا &amp;#8221; می‌دانند، زیرا آن‌ها بیش ازهمه به طبیعت و رویدادهای طبیعی توجه داشته‌اند.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;فلاسفه به چشم خود می‌دیدند که تغییراتی در طبیعت صورت می‌پذیرد. اما این تغییرات چگونه امکان‌پذیر بود؟ چگونه می‌شد تبدیل ماده‌ای را به ماده دیگر توجیه کرد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;نخستین فیلسوفان یونانی همگی بر این اعتقاد بودند که باید ماده اولیه مشخصی موجب تمامی این تغییرات شده باشد. اینکه آن‌ها چگونه به این نتیجه رسیده بودند، به سادگی قابل طرح نیست. ما فقط می‌دانیم که این اعتقاد بر پایه یک تصور قرار داشت.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;برای آن‌ها این تصور مطرح بود که ماده‌ای اولیه باید وجود می‌داشته که بر اثر آن تغییرات طبیعی صورت پذیرد. امروزه مشخص است که نخستین فیلسوفان به دنبال تغییرات ظاهری بوده‌اند. آن‌ها سعی داشتند تا به قوانین جاودانه طبیعت دست یابند. خواست آن‌ها این بود که بدون توسل به داستان‌های اساطیری رویدادهای طبیعت را دریابند و آنچه را در طبیعت رخ می‌داد از طریق طبیعت توضیح دهند. این روش با آنچه رعد و برق و زمستان و بهار را نتیجه کار خدایان می‌دانست، کاملاً تفاوت داشت.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #800000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;با این روش جدید، فلسفه خود را از باورهای مذهبی آن ایام رها ساخت. بنابراین می‌توان گفت که فلاسفه طبیعت‌گرا نخستین گام را در راه تفکر علمی برداشتند و زمینه مساعدی را برای تحقیق در علوم طبیعی به وجود آردند.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/فلاسفه-طبیعت-گرا&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><strong>         <img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/banooyetalabeh1998/quick-uploads/p1637787/_-_-e1635925375660.jpg" alt="" width="450" height="288" /></strong></p>
<p> </p>
<p><span style="color: #000000;"><strong>معمولاً نخستین فلاسفه یونان را &#8221; طبیعت گرا &#8221; می‌دانند، زیرا آن‌ها بیش ازهمه به طبیعت و رویدادهای طبیعی توجه داشته‌اند.</strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;"><strong>فلاسفه به چشم خود می‌دیدند که تغییراتی در طبیعت صورت می‌پذیرد. اما این تغییرات چگونه امکان‌پذیر بود؟ چگونه می‌شد تبدیل ماده‌ای را به ماده دیگر توجیه کرد؟</strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;"><strong>نخستین فیلسوفان یونانی همگی بر این اعتقاد بودند که باید ماده اولیه مشخصی موجب تمامی این تغییرات شده باشد. اینکه آن‌ها چگونه به این نتیجه رسیده بودند، به سادگی قابل طرح نیست. ما فقط می‌دانیم که این اعتقاد بر پایه یک تصور قرار داشت.</strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;"><strong>برای آن‌ها این تصور مطرح بود که ماده‌ای اولیه باید وجود می‌داشته که بر اثر آن تغییرات طبیعی صورت پذیرد. امروزه مشخص است که نخستین فیلسوفان به دنبال تغییرات ظاهری بوده‌اند. آن‌ها سعی داشتند تا به قوانین جاودانه طبیعت دست یابند. خواست آن‌ها این بود که بدون توسل به داستان‌های اساطیری رویدادهای طبیعت را دریابند و آنچه را در طبیعت رخ می‌داد از طریق طبیعت توضیح دهند. این روش با آنچه رعد و برق و زمستان و بهار را نتیجه کار خدایان می‌دانست، کاملاً تفاوت داشت.</strong></span></p>
<p> </p>
<p><span style="color: #800000;"><strong>با این روش جدید، فلسفه خود را از باورهای مذهبی آن ایام رها ساخت. بنابراین می‌توان گفت که فلاسفه طبیعت‌گرا نخستین گام را در راه تفکر علمی برداشتند و زمینه مساعدی را برای تحقیق در علوم طبیعی به وجود آردند.</strong></span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/فلاسفه-طبیعت-گرا">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/فلاسفه-طبیعت-گرا#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1637787</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>تصویـر اساطیـری دنیــا</title>
			<link>https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/تصویـر-اساطیـری-دنیــا</link>
			<pubDate>21:16:00 +0430 چهارشنبه، 28 تیر 1402</pubDate>			<dc:creator>فاطمه زهرا</dc:creator>
			<category domain="main">تصویـر اساطیـری دنیــا</category>			<guid isPermaLink="false">1637786@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/banooyetalabeh1998/quick-uploads/p1637786/diogo-costa-marvel-thor-v02-copy.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;1920&quot; height=&quot;780&quot; /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;وقتی رعد وبرق می آمد و به دنبالش باران، مردم میپنداشتند که ثور که سوار بر ارابه ای ست که دو بز آن راحمل میکنند، گرزش را تکان میدهد&amp;#8230;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;آنها معتقد به خدایان خیر و شر بودند&amp;#8230;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;خدایان شر در پی دزدیدن گرز ثور و هم چنین الهه حاصل خیزی بودند. اگر میتوانستند چنین کارهایی انجام دهند دیگر نه بارانی میبارید و نه دانه ای در زمین رشد میکرد و نه زنان فرزند به دنیا می آوردند.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;موجودات فانی نیز فقط میتوانستند منتظر مداخله خدایان باشند و با انجام مراسمات مذهبی از قبیل پیشکشی و .. به خدایان باعث افزایش قدرت در آنها شوند.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;در زمستان خدایان شر گرز خدای ثور را میدزدیدند و شرط پس دادنش را عقد الهه حاصلخیزی با ثور شاه قرار میدادند که در این صورت دیگر هیچ تولدی در زمین و رشد هیچ گیاهی میسر نبود و از طرفی نبود گرز هم باعث بی بارانی و عدم حاصل خیزی میشد.در بهار خدای ثور با ترفندی خود را به جای الهه حاصلخیزی جا زده و گرز را از دستشان در می آورد.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;معنای نهفته در این دست داستان های اساطیری چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;شاید این افسانه به وضوح و زبان ساده میخواهد تغییر فصول را شرح دهد.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;میتوان گفت که ما از شیوه تفکر اسطوره ای به شیوه دیگری از اندیشه وارد شدیم. در واقع اولین هدف فلاسفه یونان، یافتن علت های طبیعی به جای دلایل ماوراءالطبیعه برای معلول های طبیعی بود.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #ccffff; color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;برگرفته از کتاب دنیای سوفی به قلمِ یوستین گودر ؛ مترجم: آرزو خلجی مقیم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/تصویـر-اساطیـری-دنیــا&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #000000;"><strong><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/banooyetalabeh1998/quick-uploads/p1637786/diogo-costa-marvel-thor-v02-copy.jpg" alt="" width="1920" height="780" /></strong></span></p>
<p> </p>
<p><span style="color: #000000;"><strong>وقتی رعد وبرق می آمد و به دنبالش باران، مردم میپنداشتند که ثور که سوار بر ارابه ای ست که دو بز آن راحمل میکنند، گرزش را تکان میدهد&#8230;</strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;"><strong>آنها معتقد به خدایان خیر و شر بودند&#8230;</strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;"><strong>خدایان شر در پی دزدیدن گرز ثور و هم چنین الهه حاصل خیزی بودند. اگر میتوانستند چنین کارهایی انجام دهند دیگر نه بارانی میبارید و نه دانه ای در زمین رشد میکرد و نه زنان فرزند به دنیا می آوردند.</strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;"><strong>موجودات فانی نیز فقط میتوانستند منتظر مداخله خدایان باشند و با انجام مراسمات مذهبی از قبیل پیشکشی و .. به خدایان باعث افزایش قدرت در آنها شوند.</strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;"><strong>در زمستان خدایان شر گرز خدای ثور را میدزدیدند و شرط پس دادنش را عقد الهه حاصلخیزی با ثور شاه قرار میدادند که در این صورت دیگر هیچ تولدی در زمین و رشد هیچ گیاهی میسر نبود و از طرفی نبود گرز هم باعث بی بارانی و عدم حاصل خیزی میشد.در بهار خدای ثور با ترفندی خود را به جای الهه حاصلخیزی جا زده و گرز را از دستشان در می آورد.</strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;"><strong> </strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;"><strong>معنای نهفته در این دست داستان های اساطیری چیست؟</strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;"><strong>شاید این افسانه به وضوح و زبان ساده میخواهد تغییر فصول را شرح دهد.</strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;"><strong>میتوان گفت که ما از شیوه تفکر اسطوره ای به شیوه دیگری از اندیشه وارد شدیم. در واقع اولین هدف فلاسفه یونان، یافتن علت های طبیعی به جای دلایل ماوراءالطبیعه برای معلول های طبیعی بود.</strong></span></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><span style="background-color: #ccffff; color: #000000;"><strong>برگرفته از کتاب دنیای سوفی به قلمِ یوستین گودر ؛ مترجم: آرزو خلجی مقیم</strong></span></p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/تصویـر-اساطیـری-دنیــا">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/تصویـر-اساطیـری-دنیــا#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1637786</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>مـُحرمــ 1445</title>
			<link>https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/مـُحرمــ-1445</link>
			<pubDate>20:34:00 +0430 چهارشنبه، 28 تیر 1402</pubDate>			<dc:creator>فاطمه زهرا</dc:creator>
			<category domain="main">مـُحرمــ 1445</category>			<guid isPermaLink="false">1637781@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;img style=&quot;display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;&quot; src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/banooyetalabeh1998/quick-uploads/24411114511768652331252710623069909111777.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;255&quot; height=&quot;255&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/مـُحرمــ-1445&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/banooyetalabeh1998/quick-uploads/24411114511768652331252710623069909111777.jpg" alt="" width="255" height="255" /></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/مـُحرمــ-1445">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/مـُحرمــ-1445#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://banooyetalabeh1998.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1637781</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
